امروز: چهارشنبه, 30 مرداد 1398
برای رسیدن به موفقیت باید مثل زمان کودکی کنجکاو باشید."انتونی رابينز "
بررسی راهکار های ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مدیریت سایت   
شنبه ، 7 خرداد 1390 ، 22:21


بررسی راهکار های ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی

بررسی راهکار های ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی

مقدمه
كتاب و كتاب خواني و ميزان گرايش به مطالعه، امروزه يكي از شاخص‌هاي توسعه به شمار مي‌رود. بررسي‌ها نشان مي‌دهد مطالعه و كتاب خواني وضعيت مطلوبي در ايران ندارد و عمدتا مردم ايران از خريد و يا مطالعه كتاب گريزانند و اقدامات لازم و جدي جهت ترويج و اشاعه فرهنگ مطالعه صورت نگرفته است.
براي رفع موانع و ايجاد زمينه و بستر لازم جهت ترويج و توسعه فرهنگ مطالعه، نهادهاي مختلف در 5 بخش، شامل خانواده، مدارس و نظام آموزشي، كتابداران و كتابخانه‌ها، دولت و رسانه‌هاي گروهي و ناشران و كتاب فروشي‌ها، بايد با رفع مشكلات موجود، هم سو و هم هدف، به سمت مشخصي حركت كنند.

نقش خانواده
خانواده عامل بسيار موثري در ايجاد عادت به مطالعه و ترويج فرهنگ کتابخواني است. محيط و شرايط خانواده، روش تربيتي و آموزشي والدين، طرز تفکر و نگرش والدين در رابطه با مطالعه و کتابخواني، وجود کتب و نشريات قابل دسترس و همچنين سطح اقتصادي و پايگاه اجتماعي خانواده، نقش بسزايي در تقويت عادات مطالعه و کتابخواني دارد.
كشور ما از ساليان دور كشوري با قدمت فرهنگي بالا بوده و نويسندگان و شاعران درخشاني داشته است ولي متأسفانه سرانه مطالعه و كتابخواني، زيبنده مردم ما نيست. همين كه آمار دقيق از ميزان مطالعه مردم موجود نيست، خود نشاني از مهجوريت كتاب و كتاب خواني در جامعه ما مي‌باشد. در ريشه‌يابي اين معضل بايد از كودكي شروع كنيم. اولين نهادي كه درآن، كودك با كتاب و كتابخواني، انس مي‌گيرد، خانواده است. پدر و مادر، بهترين معلم كودك هستند كه بايد شوق مطالعه را در او تقويت كنند. همچنين در منازل بايد محلي اختصاصي براي كتابخانه در نظر گرفته شود.\\"
اگر والدين و افراد بزرگتر خانواده به مطالعه علاقمند باشند، فرزندان آنها نيز، که همواره از اثرات طبيعي روابط عميق عاطفي حاکم در خانواده هاي ايراني برخوردار هستند، با کتاب، بيشتر و بهتر آشنا شده و به مطالعه و کتابخواني، عادت مي کنند.

نقش مدارس و نظام آموزشي
پس از خانواده، دشوارترين وظيفه در اشاعه كتابخواني در هر جامعه‌اي بر عهده مدارس و نظام آموزش و پرورش آن جامعه است. اگر دانش آموز در مدرسه با كتاب آشنا شده و لذت مطالعه، خودآموزي و افزايش معلومات عمومي را درك كند و به مطالعه خو بگيرد، در تمام دوران زندگي، از كتاب دست نمي‌كشد.
آموزش و پرورش، چون آبي است كه در سد ذهني ما جمع مي‌شود و بهره برداري از اين سد (ذهن ما) را، مهيا مي‌كند. ما بايد علاوه بر سيستم آموزشي، به صورت فوق برنامه، با به كارگيري شيوه‌هاي نوين آموزشي، روند خلاقيت و نوآوري در امر مطالعه را به دانش آموزان بياموزيم. با تربيت مربيان مجرب و مسلط به مقوله كتاب و كتابخواني، مي‌توانيم افراد را تشويق به خواندن كتاب‌هاي سودمند كنيم و ذائقه كتاب خوان‌هاي جديدمان را ارتقاء دهيم. البته پايه گذاري اين حركت، بايد از مديريت كلان كشور شروع شود. مديران ارشد ما در امر آموزش بايد از مشاورين فرهنگي و هنري در جهت بررسي علمي و اصولي اين موضوع استفاده كنند.\\"
در نظام آموزشي، سه كاركرد مهم، نقش اساسي دارند؛ خواندن، نوشتن و حساب كردن. در طول دوران آموزش، فرد تحت آموزش، از سال‌هاي اول، توانايي خواندن را مي آموزد و در ادامه، به درك مطالب خوانده شده و در نهايت به نوشتن، مي‌رسد.
تاكيد بيش از حد آموزگاران بر روي مهارت خواندن و استفاده از تك منبع‌ها، سبب شده كه دانش آموزان از مطالعه، لذت كافي نبرند و آن را بيشتر براي رفع تکليف انجام دهند. يکي از کمترين نمرات ايران، در آزمون سنجش سواد خواندن در سطح بين المللي، همين لذت نبردن افراد از مطالعه خويش است. براي رفع اين مشكل، بايد به تقويت كتابخانه‌هاي مدارس و از طرفي هم استفاده از منابع مختلف در نظام آموزشي بپردازيم. كمبودهاي اقتصادي و توزيع ناعادلانه ي كتاب‌ها، سبب ضعف كتابخانه‌هاي مدارس شده است. از طرفي هم منابع به جهت كنترلي بودن نظام آموزشي ما، محدود مي‌باشند.\\"
نظام آموزشي در كشورهايي نظير ايران، نظامي غيرپويا و تك محور است. نظامي كه براساس يك كتاب و يك جزوه درسي شكل گرفته، نمي‌تواند دانش‌ آموز را به سوي منابع غيردرسي و ديگر منابع اطلاعاتي رهنمون سازد. اگر نظام متكي بر پرسشگري و خلاقيت باشد، خود به خود، زمينه ساز و بسترساز مطالعه مي‌شود. در اين ميان نقش و جايگاه معلم در اشاعه فرهنگ مطالعه را نبايد ناديده گرفت. روش‌هاي تدريس، شيوه نگرش و رفتار توجه آميز معلمان به كتاب و كتابخواني، در ايجاد آمادگي ذهني و انگيزه مطالعه در دانش آموزان موثر است. اگر معلمان و دبيران مدارس، خودشان اهل مطالعه باشند، دانش آموزان را نيز به شيوه‌هاي مختلف با كتاب و مطالعه آشنا مي سازند.\\"
روش‌هاي تدريس جذاب‌تر، دانش آموزان را بيشتر به مطالعه علاقمند مي‌كند. روش‌هايي چون بازديد دانش آموزان از كتابخانه‌هاي عمومي شهر، گرفتن آمار كتاب‌ها به عنوان كار عملي از مراكز فروش كتاب در سطح شهر، آزاد گذاشتن دانش آموزان در انتخاب منبع براي انجام تحقيق و كار كلاسي، در دسترس قرار دادن كتابخانه‌هاي مدارس با طرح كتابخانه‌هاي آزاد (بدون حضور مسئول و ناظر كه امكان دسترسي هر فرد به كتاب‌ها و انتقال آن به بيرون از محيط كتابخانه بدون ثبت كتاب، وجود داشته باشد)، آموزشي نمودن فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني براي ترغيب مطالعه بيشتر، كرايه دادن كتاب‌ها به شيوه‌ سال‌هاي دور و يا فروش آنها به صورت قسطي، بسيار مفيد و كارساز خواهند بود. اين روش‌ها مي‌توانند مطالعه را در سه بخش ديداري، شنيداري و مكتوب تقويت كنند.\\"
از نظر کارشناسان براي بهبود نابساماني‌هاي موجود در نظام آموزشي و گسترش فرهنگ مطالعه مي‌توان راهكارهاي زير را لحاظ كرد: غني كردن كتابخانه‌هاي مدارس، تشويق دانش آموزان به مطالعه توسط معلمان و كاركنان مدارس، برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب در كلاس‌هاي درس، معرفي كتاب‌هاي مناسب در تابلو اعلانات و مراسم صبحگاه مدارس، اهداي كتاب به دانش آموزان به عنوان جايزه، دعوت از نويسندگان و اهل قلم جهت ايراد سخنراني در مدارس، اجراي مسابقات كتابخواني به مناسبت‌هاي مختلف، اعطاي بن خريد كتاب به دانش آموزان، گنجاندن درس مطالعه و كتابخواني در برنامه درسي مقاطع مختلف تحصيلي، ايجاد و توسعه رشته‌هاي تربيت معلمي كتابداران جهت اداره مطلوب كتابخانه‌هاي آموزشگاهي، معرفي و تقدير از اعضاي فعال كتابخانه‌هاي مدارس، تشكيل گروه‌هاي مطالعه دانش آموزي برحسب علاقه آنان به موضوعات مختلف، ‌پيوند دادن موضوع مطالعه و كتابخواني با درس انشاء، قراردادن ميزان توسعه و رشد كتابخانه‌هاي مدارس و مطالعه بين دانش آموزان به عنوان شاخص‌هاي ارزيابي مديران مدارس و ارائه آموزش‌هاي لازم در امر مطالعه به معلمان و دبيران.

نقش كتابداران و كتابخانه‌ها
كتابداران كتابخانه‌ها، از عوامل موثر در ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني به شمار مي‌روند. كتابداران با روش‌هاي خلاقانه خود مي‌توانند فعاليت‌هاي كتابخواني را رشد داده و حتي به حوزه‌هاي بيرون از كتابخانه بكشانند. اگر كتابداران كتابخانه‌ها از حيث علم كتابداري و اخلاق انساني، رشد كاملي داشته باشند، بدون ترديد، همچون معلمان و استادان جامعه، معماران نسل‌هاي آينده بشر خواهند بود.
دكتر مهدي افضلي، دكتراي مديريت اطلاعات و كتابداري، در مورد نقش كتابداران و كتابخانه‌ها، تصريح كرد: \\"كتابداران، بيشتر با افرادي سر و كار دارند كه خود اين افراد، عادت به مطالعه داشته و كتابخوان هستند، پس بايد بتوانند با در اختيار قرار دادن منابع لازم، نيازهاي اين قشر را برآورده كنند. اما كمبود منابع موجود و گاه فقدان آنها، سبب مي‌شود كه افراد مراجعه كننده به كتابخانه‌ها، حضور خود را كمرنگ‌تر كنند و تمايل آنها به سمت منابع به صورت شخصي برود. از طرفي نيز، بالا رفتن توليدات کتاب، نبايد سبب گمراهي مان شود، زيرا بخش عظيم اين توليدات، کتاب هاي درسي و کمک درسي هستند. مطالعه خوب و مورد بحث در سطح جهاني، مطالعه اي فارغ از روابط کاري و اخبار مي باشد و ملاک اساسي، با علاقه خواندن کتاب است.\\"
كتابخانه‌هاي عمومي در صورت برخورداري از كتاب‌هاي مناسب و كتابداران متخصص و توجه به نيازهاي مراجعين، مي‌توانند عامل موثري در تشويق اقشار مختلف مردم به مطالعه شوند. كتابخانه‌هاي عمومي اگر جايگاه واقعي خود را بيابند و امكانات لازم و گستردگي متناسب با رشد جمعيت را به دست آورند، جامعه مخاطب آنها از حيث تاريخي و اجتماعي در مكاني از بلوغ و قدرت گزينش قرار مي‌گيرد كه نه تنها برآورنده نياز اطلاعاتي هر متقاضي و زمينه ساز رويكرد مردم به سوي مطالعه و كتابخواني است، بلكه مي‌تواند به عنوان پشتيبان امر تحقيقات در كشور و ضمانتي مطمئن براي سلامت جامعه باشد.
حسين محمدي، كارشناس كتابداري و كتابدار كتابخانه عمومي سهروردي زنجان، در خصوص مشکلات و کاستي هاي کتابخانه ها، اذعان داشت: \\"كتابخانه‌هاي عمومي به دليل كمبودهايي كه دارند، در روند ترويج مطالعه، كارايي لازم را ندارند. از اين مشكلات مي‌توان به بي توجهي به استانداردهاي موجود در تهيه منابع و كتب، ضعف ارتباط با مدارس، دانشگاه‌ها، خانواده‌ها، رسانه‌ها و اقشار مختلف مردم، كمبود منابع علم و كتاب‌هاي مرجع روزآمد در كتابخانه‌هاي عمومي، عدم به كارگيري فنون و روش‌هاي عملي در جلب و جذب خوانندگان بالقوه كتاب، كمبود نيروي انساني متخصص و كارآزموده و عدم كارايي برخي از پرسنل موجود، عدم تناسب تعداد كتابخانه‌ها با شاخص‌هاي رشد جمعيت، نارسايي فضا و مجموعه و عدم انسجام آنها، مجهز نبودن كتابخانه‌ها به تجهيزات لازم، دستگاه‌هاي تكثير، خدمات سمعي و بصري، نداشتن كتابدار مرجع براي پاسخگويي به سوالات علمي مراجعين، متناسب و هماهنگ نبودن كتب كتابخانه با شرايط و نيازهاي مراجعان، نداشتن فعاليت‌هاي جانبي مانند مسابقات كتابخواني، قصه گويي، نمايش فيلم، بي توجهي به دل انگيز سازي فضاي كتابخانه و چيدمان تجهيزات و ناكافي بودن سالن‌هاي مطالعه در كتابخانه‌هاي عمومي، اشاره نمود.\\"
برخي از صاحب نظران معتقدند که توجه به استانداردهاي موجود در راه اندازي و ايجاد كتابخانه‌هاي عمومي و مجهز نمودن آنها به كتاب‌هاي جديد و به روز، تجديد نظر در شيوه مجموعه سازي و انتخاب كتاب براي كتابخانه‌هاي عمومي، برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب با حضور نويسندگان و اعضاي كتابخانه‌ها، برگزاري برنامه‌هاي جنبي از قبيل مسابقات كتابخواني، قصه گويي، شب شعر، نمايش فيلم، جهت جذب مراجعين، غني كردن بخش مرجع كتاب‌هاي عمومي و استخدام كتابداران مرجع، جهت پاسخ گويي به پرشس‌هاي علمي مراجعين، توسعه و گسترش فضاهاي مناسب مطالعه در كتابخانه‌ها، ايجاد و ارتباط و هماهنگي با مدارس جهت بازديد دانش آموزان از كتابخانه‌ها و حضور كتابداران كتابخانه‌هاي عمومي در مدارس و تشريح خدمات و فعاليت‌هاي كتابخانه، از راهكارهاي ارتقاء فرهنگ مطالعه و كتابخواني توسط كتابداران و كتابخانه‌ها مي‌باشد.
مهدي جليل خاني، كتابخوان برتر كشور از استان زنجان در سال 1385، در خصوص نقش كتابداران، خاطرنشان ساخت: \\"هرگاه كه كتاب در دسترس مردم قرارگرفته و بهره ‌مندي از آن به شكل آسان تري انجام يافته، خواننده خود را نيز پيدا كرده است؛ چرا كه لذت كتابخواني و كشف فضا‌هاي تازه، همواره براي همگان جذابيت داشته است. بنابراين همواره نقش كتابخانه‌ها و كتابداران در دسترسي آسان به منابع كتابخانه‌اي مهم و قابل توجه ارزيابي مي‌شود. از طرفي، سياست‌هاي دولت و حاكميت نيز بايد به نحوي باشد كه دسترسي و پخش گسترده كتاب را در اولويت قرار دهد. در اين روند، قيمت، شكل و شمايل و محتواي كتاب، همه و همه در سطر دوم از اهميت قرار دارند.\\"

نقش دولت و رسانه هاي گروهي
شيوه حکومت و همچنين شرايط اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي حاکم بر جامعه، نقش بزرگ و غير قابل انکاري در ترويج فرهنگ مطالعه و کتابخواني دارند. در اين زمينه نقش فرهنگ، سنت هاي اجتماعي و متوليان فرهنگي بيش از همه مهم و حياتي جلوه مي کند.
توسعه فرهنگ مطالعه و كتابخواني، يك عزم همگاني را مي‌طلبد ولي سهم دولت نيز بسيار مهم است. در سال‌هاي اخير، از طريق نهادهاي دولتي، اقدامات مهمي در اين خصوص صورت گرفته ولي كارهايي كه ما با شتاب بيشتري دنبال كرده‌ايم، برگزاري نمايشگاه‌هاي كتاب درسطح ملي و استاني، اهداي جوايز ادبي، اهداي كتاب، دادن بن‌هاي كتاب و توجه به زيرساخت‌هاي لازم براي امر كتابخواني بوده است. از طرفي توقعات عمومي از وزارت ارشاد نيز بيش از حد بوده است زيرا دستگاه‌هاي ديگري نيز در اين مهم، سهيم هستند. بايد نهادهاي دولتي و غير دولتي، چون شهرداري‌ها، در اختصاص هرچه سريع تر بودجه نيم درصدي به كتابخانه‌هاي عمومي و تامين اعتبارات لازم جهت خريد كتاب و ايجاد فضاي لازم كتابخانه‌ها، اقدام نمايند. از طرفي دولت بايد بنيان‌هاي فرهنگي را در استان‌هاي محروم، تقويت كند تا به سطح مطلوب برسند. زيرا توجه لازم به اين مقوله سبب رسيدن جامعه به سطح ايده آل فرهنگي مي شود.\\"
در تمام كشورهاي جهان اين كنترل‌ها، وجود دارد. به نظر مي رسد، نهايت آسان گيري در ايران در بررسي كتاب‌ها صورت مي‌گيرد. دغدغه‌ ما اين است كه روند اخذ مجوز را باز هم سريع‌تر و آسان تر نماييم و تلاشمان بر اين بوده كه اطمينان لازم را در اداره كل ارشاد ايجاد نماييم تا به صورت استاني مجوزها صادر شده و نيازي به مراجعه جهت اخذ مجوز و مراجعت به تهران نباشد.\\"
دولت به عنوان متولي بسياري از امور فرهنگي، با در اختيار داشتن رسانه هاي گروهي، سازمان ها و نهاد هاي دخيل، و با سياست گذاري هاي دقيق، نقش بسزايي در ايجاد فرهنگ مطالعه مي تواند، ايفا کند.

كتابخواني انتقال دهنده و ركن مهم ارتباط بين ملت
از صدا و سيما انتظار مي‌رود كه حداقل در يك سريال پربيننده، كتابخواني، خريد كتاب يا هديه دادن كتاب را بگنجاند. برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب، اعلام ساعات كار كتابخانه، اعلام اخبار مربوط به كتاب و معرفي نويسندگان مي‌تواند در برنامه‌هاي صدا و سيما، گنجانده شود تا گامي براي گسترش فرهنگ مطالعه در جامعه باشد. مسئولين امر بايد بدانند كه كمبودهاي حوزه مطالعه، فقط با يك نمايشگاه كتاب به مدت ده روز، برطرف نمي‌شود.\\"

نقش رسانه در ميزان مطالعه در جامعه
رسانه‌هاي گروهي چون راديو و تلويزيون، به جز معدود برنامه‌هايي كه آن هم گاهاً پخش مي‌كنند، ديگر هيچ پوششي در جهت گسترش فرهنگ كتابخواني نمي دهند. شايد بيشترين بار در حوزه رسانه بر دوش نشريات باشد، اما آنها نيز توان تحريك مخاطبين فرهيخته را نداشته اند. اين مخاطبين نيازمند مطالب غني تر و پربارتري هستند. بايد شاهد انعكاس جلسات نقد و بررسي كتاب، آمار دقيق كتابخانه‌ها و كتاب فروشي‌ها و علاوه بر ‌آن حركت‌هاي مختلف دولتي و غيردولتي در زمينه كتاب و كتاب خواني براي گسترش فرهنگ مطالعه، در نشريات باشيم.\\"
گروه‌هاي مرجع چون نويسندگان، علما، صاحب نظران و تمام كساني كه مي‌توانند نقش هدايت جمعي را در جامعه در زمينه مطالعه بر عهده بگيرند، بايد از كانال‌هاي رسانه‌اي به مخاطبين، اطلاعات لازم را برسانند. علاوه بر اين مردم نمي‌دانند كه چگونه بخوانند و چه بخوانند. تقويت رسانه‌ها، در نهايت به بهبود وضعيت نابسامان مطالعه در كشور مي‌انجامد.\\"

نقش ناشران و كتاب فروشي‌ها
ناشران و كتاب فروشي‌ها هم به نوبه خود نقش بسيار موثري در اشاعه فرهنگ كتابخواني ايفا مي كنند. ميزان توجه ناشران به تمايلات و نيازهاي خوانندگان، استانداردهاي چاپ و نشر و همچنين گسترش قلمرو نمايش و توزيع كتاب توسط كتاب فروشي‌ها از جمله عوامل اثرگذاري در گرايش مردم به سمت مطالعه مي‌باشد. كيفيت برتر كتاب، اعم از جذابيت ظاهري، نحوه صفحه آرايي و حروف چيني، شيوه طراحي و رنگ آميزي، تصاوير روي جلد و درون متن، حجم، قطع و كيفيت چاپ و صحافي و همچنين ويژگي‌هاي محتوايي و مسائل مربوط به ويراستاري كتاب از جمله مواردي است كه پيوسته بايد مدنظر ناشران، نويسندگان، ويراستاران و به طور كلي متوليان عرصه چاپ و نشر قرار بگيرد.
فتاح محمدي، مديرمسئول نشر هزاره سوم، در توضيح نقش ناشران در گسترش فرهنگ مطالعه، اذعان داشت: \\"توجه به كتاب، در سال‌هاي اخير، در سطح كشور، بسيار كم شده است. بايد نياز به مطالعه، در ميان مردم ايجاد شود تا آنها به دنبال كتب مورد نياز خود بروند. از طرفي جذب مخاطب با كمك گرفتن از عناوين فريبنده براي كتاب‌ها چون، چگونه پولدار شويم، چگونه موفق شويم و يا كلمات قصار بزرگان، را نمي‌توان به پاي گسترش مطالعه در بين مردم گذاشت. زيرا اين كتاب‌ها ارزش مطالعه ندارند و خواندن آنها اتلاف وقت است. به صورت كلي ناشران بايد، رسالت فرهنگي خويش را در نشر و توزيع كتب سودمند در جامعه، پاس دارند و به جاي فكر كردن صرف به پول، كمي هم به فرهنگ جامعه فكر كنند.\\"
بي سوادي و كم سوادي افراد، نارسايي نظام آموزشي، بي توجهي دولت و رسانه‌هاي گروهي به امر مطالعه، ناكافي بودن كتابخانه‌هاي مجهز و كتابداران متخصص، گراني كتاب و مشكلات اقتصادي، تعدد مشاغل و محدوديت ساعات فراغت افراد، بي‌توجهي ناشران و مولفان به نيازهاي مختلف مخاطبان در تهيه و توليد كتاب به طور كلي، شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور ايران، باعث بي علاقگي افراد به كتاب و عدم ترويج و گسترش آن شده است.
شهين رومي، مدير مسئول انتشارات نيكان كتاب زنجان، ضمن مهم دانستن دو عامل، موضوع كتاب و ميزان آگاهي مخاطب، در نشر كتاب، ابراز داشت: \\"كتاب فروش هم مانند كتابدار بايد از موضوع كتاب و سطح آگاهي مخاطب، اطلاع كافي داشته باشد تا كالاي فرهنگي مناسبي را براي كتاب خوان‌ها، آماده كند. گزينش ترجمه مناسب براي انتشار و دقت در انتخاب سن مخاطب‌هاي كتاب نيز بر عهده ناشران مي‌باشد. اخذ مجوز براي نشر كتاب‌ها، گاه بسيار طولاني مي‌شود و اين امر، ناشر را از ادامه فعاليت بازمي‌دارد. از طرفي هم بالا رفتن هزينه‌هاي چاپ، به معضلي در اين حوزه بدل شده است. البته نبايد خريد كتاب از طرف نهادهاي دولتي از ناشران را در بهبود شرايط و جبران هزينه مالي آنها، ناديده گيريم.\\"
علاوه بر اين، بايد به اين امر نيز توجه داشت كه متأسفانه در ايران، ارتباط ارگانيكي بين نويسنده، تصويرگر و ناشر، برقرار نيست. اغلب، نويسنده متن را در اختيار ناشر مي‌گذارد و ناشر به دلايلي از جمله صرفه جويي در هزينه، كاستن از زمان تهيه نقاشي‌ها و همچنين ناآشنايي با تمايلات مخاطب و دلايل ديگر، كتابي عرضه مي‌نمايد كه مورد پسند قرار نمي‌گيرد يا جنبه‌هاي علمي و تربيتي و تأثير آن بر خواننده، لحاظ نمي‌شود. اين امر در نهايت منجر به كتاب گريزي و مخاطب گريزي در جامعه مي‌شود.

مطالعات فرهنگي
مطالعات فرهنگي، مجموعه‌ي آثار گوناگوني با جهت‌گيري‌هاي متفاوت، و معطوف به تحليل انتقادي اشکال و فرايندهاي فرهنگي در جوامع معاصر و نزديک به معاصر است.
مطالعات فرهنگي، جامعه‌شناسي، نظريه اجتماعي، نظريه ادبي، مطالعات فيلم/ويدئو، انسان‌شناسي فرهنگي و تاريخ/نقد هنر را براي مطالعه پديده‌هاي فرهنگي در جوامع صنعتي ترکيب مي‌کند. پژوهش‌گرانِ مطالعات فرهنگي اغلب بر اين موضوع متمرکزند که چطور پديده‌اي خاص به ايدئولوژي، نژاد، طبقه اجتماعي و/يا جنسيت مرتبط مي‌شود.
مطالعات فرهنگي در مطالعه معاني و رويّه‌هاي زندگي روزمره به‌کار مي‌رود. رويّه‌هاي فرهنگي شامل روش‌هاي مردم براي انجام کارهاي خاص (مثل تله‌ويزيون تماشاکردن يا غذاخوردن) در فرهنگي معيّن است. معاني خاص به روش‌هايي که مردم در فرهنگ‌هاي معيّت کارهايي را انجام مي‌دهند، پيوسته مي‌باشد.
در استفاده‌اي عام‌تر ولي جداگانه، عبارت مطالعات فرهنگي گاهي به مثابه مترادف غيردقيق مطالعات منطقه‌اي هم به کار مي‌رود؛ يعني مطالعه آکادميک فرهنگ‌هاي خاص در دپارتمان‌ها و برنامه‌هاي درسي مثل مطالعات اسلامي، مطالعات آسيايي، مطالعات آفريقايي‌هاي آمريکا، مطالعات آفريقايي و....
در کتاب معرّفي مطالعات فرهنگي، ضياءالدّين سردار، پنج ويژگي مطالعات فرهنگي را فهرست مي‌کند:
هدفِ مطالعات فرهنگي، وارسي موضوعات با استفاده از اصطلاحات مرتبط با رويّه‌هاي فرهنگي و نسبتشان با قدرت است.
هدف، فهم فرهنگ در تمام اشکال پيچيده آن و تحليل زمينه‌هاي سياسي و اجتماعي‌ست که فرهنگ خودش را در آن‌‌ها نشان مي‌دهد.
موقعيّت و هدف اين رشته، هم نقد و هم عمل سياسي‌ست.
تلاش مي‌کند تقسيم دانش را براي چيرگي بر شکاف بين اشکال ضمني (دانش فرهنگي) و عيني (جهاني) دانش، روشن سازد و دوباره وفق دهد.
مطالعات فرهنگي، به ارزيابي اخلاقي جامعه مدرن و جبهه راديکال عمل سياسي، متعهّد است.
بسياري از چهره‌هاي شناخته‌شده و مطرح در مطالعات فرهنگي، جهت‌گيري‌هاي متنوّع و تا اندازه‌اي متفاوت نسبت به موضوعات مورد نظر خود دارند و طيف گسترده‌اي از نويسندگان و متفکّران را شامل مي‌شوند. همه اين‌ها در پي نابسندگي رشته‌هاي آکادميک موجود، به بعضي تفاوت‌هاي طبقاتي و منطقه‌اي و بعضي اشکال نوين فرهنگ عامه، فرهنگ جوانان و ضد فرهنگ‌ها، و نيز، اشکال فراگير رسانه، تبليغات، موسيقي و... علاقه‌مند شدند.

اصلاح نظام اطلاع رساني، يا ترويج فرهنگ مطالعه و تحقيق؟
سالهاست كه از مشكلات موجود در نظام اطلاع رساني و كتابخانه هاي كشور صحبت مي شود. و اين امر، به عنوان مانع اصلي براي پيشرفت روند تحقيق و پژوهش معرفي مي گردد. مقالات فراوان اما پراكنده اي در اين زمينه، در نشريات مختلف به نگارش در آمده و حتي در سمينارهاي چندي مانند: سمينار كتاب و كتابداري در سال 1360 در دانشگاه مشهد، سمينار كتابداري و اطلاع رساني پزشكي در سال 1367 در دانشگاه علوم پزشكي مشهد، سمينار كاربردي مراكز و سارمانهاي پژوهش فرهنگي و اطلاع رساني در سال 1369 در تهران (توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي)، سمينار كتابداري در سال 1371 در دانشگاه مشهد، و غيره برگزار گرديده؛ اما مشكلات همچنان به قوت خود باقي است و چه بسا بيشتر هم شده است. دليل عمده اين وضعيت، آن است كه ضعف در سيستم اطلاع رساني، خود نه تنها مسئله اصلي محسوب نمي شود؛ بلكه صرفا يك معلول است و مشكل در درجه اول، نه از مراكز اطلاع رساني، كه از ضعف در فرهنگ مطالعه و تحقيق در جامعه ما نشات مي گيرد و كمي و كاستيها ريشه در آن دارد. و در واقع، همين نكته مهم است كه بايد درابتدا مورد توجه قرار گيرد. دراين مقاله، سعي شده است ريشه هاي ضعف در فرهنگ مطالعه و تحقيق و ارتباط آن با نظام اطلاع رساني مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار گيرد.
با توجه به نياز و تقاضا، عرضه كتابخانه هاي ما بسيار خوب بوده و در حد كاملأ قابل قبولي است ! ما از جهت كمبود كتابخانه و مراكز اطلاعاتي و منابع تحقيق ابدا مشكل نداريم ! اين همه شكوه ها از كمبود، بدون توجه به نياز مراجعان و متقاضيان اطلاعات از كتابخانه ها نوشته شده و اصلأ درد دل واقعي اكثريت قريب به اتفاق جامعه ما نيست؛ بلكه همه دردهاي فرضي است – دردهايي كه نه مال مردم بلكه مال نويسندگان اين مقاله ها است و شايد هم مال خود آنها نباشد؛ بلكه به نيابت و با تصور ذهني از خواست مردم، چنين مطالبي را به نگارش درآورده اند ! اصولأ كتابخانه هاي ما، در عرصه \\" عرضه و تقاضا \\" گاهي حتي بيش از تقاضا و نياز عرضه كرده اند، به خاطر همين مسئله اگر از ديدگاه اقتصادي صرف به آن نگاه كنيم \\"اسراف \\" هم كرده اند، به جاي آنكه متهم به تعلل و ركود شوند به ولخرجي و عرضه بيش از نياز هم متهم هستند !
از بيان حقايق فوق آن هم از يك آشناي با كتابخانه هاي امروز، تعجب نكنيد و به شگفت نياييد، زيرا اگر از لايه اظهار نظرهاي رايج و كلاسيك و يك شكل – كه بارها و بارها شنيده ايم و هيچ كدام هم مشكلي را حل نكرده – بگذريم و به عمق واقعيات برسيم، از چنين ادعايي ديگر تعجب نخواهيم كرد. و چگونه تعجب كنيم كه: به عيان مي بينيم ميليونها دانش آموز درس مي خوانند و ديپلم مي گيرند، بدون آنكه نيازي به مراجعه به كتابخانه اي داشته باشند. هزاران آموزگار و دبير همه روزه تدريس مي كنند، بدون آنكه سالي يك بار از كتابخانه اي گذر كنند. صدها هزار ديپلمه، هرسال در كنكور دانشگاهها شركت مي كنند و هزاران نفر از آنها نيز در امتحانات آن قبول مي شوند. درحاليكه اكثريت آنها حتي در تمام عمرشان از كتابخانه اي استفاده نكرده اند. هزاران دانشجو در دانشگاههاي كشور مشغول تحصيل اند كه اكثر آنها با كتابخانه كاري ندارند و آنهايي هم كه مراجعه ميكنند، يا براي خواندن جزوه درسي شخصي است، و يا براي استفاده از چند كتاب محدود درسي كه به وفور و به تعداد مكرر در كتابخانه دانشكده موجود است. اين جريان، حتي به شكلي درميان استادان دانشگاهها – اگر كه از استثناء نمي تواند به عنوان قاعده به حساب آيد – نيز كم و بيش ديده مي شود.
اينجانب خود، بارها شاهد بوده ام كه برخي از اعضاء هيئت علمي، پس از پا فشاري زياد براي سفارش و خريد سريع نشريه و يا كتابي علمي از خارج توسط كتابخانه، پس از رسيدن آن، خود هيچ گاه به سراغ آن نيامده اند – تا چه رسد به ديگران ! و در چنين اوضاع و احوالي، نه تنها دانشجويان با الفباي تحقيق آشنايي ندارند؛ بلكه حتي كم نيستند استاداني كه آنها نيز با امر تحقيق بيگانه اند.
با اين اوصاف، آيا هنوز بايد بگوييم كه كتابخانه هاي ما مشكل دارند ؟ ميزان مراجعه با سوادان ما به مراكز اطلاع رساني اين چنين است. بيسوادن – كه اكثريت افراد جامعه را تشكيل مي دهند – كه واقعا نمي توانند كاري با كتابخانه داشته باشند.
زماني كه مي بينيم دانشگاههايي حتي بدون داشتن كتابخانه شروع به كار مي كنند، دانشجو آموزش مي دهند، بايد قبول كنيم كه اگر بالاترين مراكز آموزشي به اين نحو ازخدمات كتابخانه اي و كتابخانه بي نيازند، ما كتابداران يا دست اندر كاران مراكز اطلاع رساني به منزله\\" كاسه هاي \\" داغتر از \\" آش \\" خواهيم بود. اگر سخن از كمبودها و كاستيهاي آن به ميان آورديم و ناله و شكوه سر دهيم.و بيخود نيست كه كسي هم به اين انتقادات توجه نمي كند و اصلأ گوش شنوايي براي آن پيدا نمي شود و به عبارت ديگر، خود مي گوييم و خود هم مي شنويم و سخن فراتر از اين هم نمي رود.
مگر غير از اين است كه ما آشنايان با امور كتابخانه، چه بسا ديده ايم حتي زماني كه تنها متخصص امور اطلاع رساني و كتابداري يك دانشگاه – كه عهده دار و مسئول اداره كتابخانه هاي آن بوده – بدون دليلي توسط مسئولان دانشگاه بركنار مي شود و فردي كاملأ ناآشنا و بدون اطلاع از اين فن به جايش گذاشته مي شود. اصلأ آب از آب تكان نمي خورد: نه كوچكترين خللي، در امر آموزش دانشگاه به وجود مي آورد و نه كمترين ضايعه اي در امر پژوهش (اگر كه واقعا وجود داشته باشد)؛ نه دانشجويي متوجه اين تغيير مي شود و نه حتي استادي دچار مشكل مي گردد. و اين چنين است كه، بودجه فراواني كه صرف تاسيس و راه اندازي اين كتابخانه ها، از جهت ساختمان و تجهيزات، حقوق پرسنل، خريد مواد و منابع و غيره مي شود (حتي در حد موجود)، اكثرا هرز مي رود و بازده اش، بسيار كمتر از سرمايه گذاري براي آن است.
بنابراين، مشكل بنيادي را، نه در نظام اطلاع رساني، بلكه درپديده ديگري كه علت آن محسوب مي شود، يعني فرهنگ مطالعه و تحقيق در جامعه، بايد جستجو نمود كه منشا همه مشكلات دراين زمينه است. زيرا كه اگر كم كاري كبد به صورت لك صورت پديدار گردد، راه معالجه آن استفاده ازكرم ضد لك نيست؛ بلكه چاره اساسي رفع مشكل كبد است.
در زمان ما، علي رغم كوششهاي گوناگوني كه براي باسواد كردن مردم صورت مي گيرد، هنوز خيل عظيمي از مردم كشور ما را افراد بي سواد تشكيل مي دهد. \\" تمدن امروز رشد اجتماعي را به مقياس وسيع مديون سطح دانش عمومي مي پندارد. بر اساس اين باور نسبت با سوادي جمعيت به عنوان يكي از مظاهر پيشرفت مورد توجه است … خواندن و نوشتن اولين و ساده ترين وسيله رشد فكري است و تعميم آن منشا رشد و توسعه اجتماعي است. آنجا كه بيسوادي، به صورت پديده غالب، اكثريت افراد جامعه را در برمي گيرد، بي خبري نيز مشخصترين ويژگي جمعي است و در بي خبري، هيچگونه رشد و تعالي نمي توان يافت … در دنياي امروز، نسبت باسوادي جامعه به عنوان يكي ار شاخصهاي رشد و توسعه شناخته مي شود \\" 1
بعد از مشكل بزرگ بي سوادي، مسكل نوسوادان به چشم مي خورد. اين گروه كه با زحمات زياد و صرف بودجه اي قابل توجه، در جريان سوادآموزي، خواندن و نوشتن راياد مي گيرند، عملأ مواد خواندني مورد نياز خود را در اختيار ندارند و اگر پس از گذشت زمان، آنچه را كه ياد گرفته اند فراموش نكنند، حداقل در جرگه كساني قرار مي گيرند كه داراي سوادي مرده و غير قابل تحرك اند و آن طور كه انتظار مي رود از اين سواد
بهره اي نخواهند برد. از طرفي در طبقه باسواد و تحصيل كرده نيز، همان طور كه اشاره شد، نه اقبالي جدي به مطالعه وجود دارد و نه احساس نياز و نه عادت به آن. و اين در حالي است كه: \\" ما در عصر اطلاعات زندگي مي كنيم. اطلاعات توليد شده در جهان، به قدري زياد است كه ما را با \\" انفجار اطلاعات \\"، \\" آلودگي اطلاعات \\" و \\" رشد بيش از حد اطلاعات \\" مواجه ساخته است.تخمين زده مي شود كه هر ساله تنها نزديك به 400 تا 500 هزار گزارش تحقيق در دنيا منتشر مي شود. و اين رشد شتابان، همچنان ادامه دارد. چكيده نوشته هاي مربوط به علوم شيمي Chemical Abstract\\" \\" قريب 000/450 قلم در هر سال است. چكيده نوشته هاي علوم زيستي Biological Abst\\" \\" 000/250، چكيده نوشته هاي مربوط به علوم فيزيك \\" Physics Anstracts \\" 000/165، چكيده نوشته هاي علوم مهندسي \\"Engineering Index \\" به حدود 000/105 در سال مي رسد \\". 2 \\" در هرسال فقط در زمينه علوم و تكنولوژي متجاوز از يك ميليون و پانصد هزار مقاله معتبر، در پنحاه و پنح هزار نشريه ادواري منتشر مي شود. عصر ما را دوران \\" انفجار انتشارات \\" و \\"انقلاب اطلاعات \\" مي خوانند. پيشقراولان اين عصر جديد، محققان، نويسندگان، مترجمان، ناشران، كارگزاران و متخصصان چاپ، متخصصان ارتباطات و كامپيوتر و همچنين كتابداران دكومانتاليستها، اطلاع رسانان و آرشيويستها هستند. سرمايه و نيروي فكر و كار بسيار زيادي براي سازماندهي، انباشت و بازيابي اطلاعات صرف مي گردد. تا آنجا كه شاخص عقب ماندگي و پيشرفت جوامع بشري از ميزان درآمد سرانه، به ميزان اطلاعات سازمان يافته و قابل دسترسي در جامعه تبديل شده ايت. در استفاده از اطلاعات از همه مهمتر آماده سازي محيط اجتماعي – فرهنگي و آموزش افراد است كه نبايد از آن غافل ماند \\". 3
بنابراين، در چنين شرايطي از زمان، با توجه به گسترش و اهميت روزافزون اطلاعات علمي و نياز به استفاده از آن، و براي آماده كردن و مستعد نمودن زمينه بهره وري از اين اطلاعات، و ايجاد احساس نياز واقعي به آن، قبل از همه به يك برنامه ريزي وسيع و حساب شده در جهت ترويج فرهنگ مطالعه و تحقيق نياز داريم كه در اينجا، فقط به صورت بسيار مختصر و فهرستوار، به رئوس آن اشاره مي شود:
الف. انجام تغييرات لازم در نظام آموزشي مدارس، بدانگونه كه مطالعه كتابهاي جنبي و انجام تحقيقات ابتدايي جزو برنامه موظف درسي دانش آموزان قرار گيرد. و در اين ارتباط، كتابهاي سودمند مناسبي در زمينه هاي موضوعي متنوع به طور گسترده و با استفاده از آخرين روشها و تكنيكهاي فني و علمي براي هر سطح و هر كلاس، تاليف و انتشار يافته و در كتابخانه هر مدرسه دراختيار دانش آموزان قرار گيرد؛
ب. آموزش روشهاي ساده و عملي كتابداري به \\" كتابدار – معلم \\" هاي تمامي مدارس هر شهر و منطقه، در خلال تعطيلات تابستان؛
ج. روش استفاده از كتاب و كتابخانه و انجام تحقيقات ابتدايي، به عنوان يك كتاب درسي تدوين و به دانش آموزان ارائه شده و براي هر درس تعيين گردد. و در اين ميان، كوشش به عمل آيد كه با استفاده از تجربيات علمي، دانش آموز نه فقط يك كار اجباري و موظف درسي، بلكه با علاقه و انگيزه به مطالعه و تحقيق روآور گردد؛
د. به امر تحقيق و پژوهش در دانشگاهها و مراكز پژوهشي توجه بسيار جديتر مبذول، و برنامه هاي موظف تحقيقاتي و نيز درس \\" آشنايي با كتابخانه و روش تحقيق \\" در برنامه درسي كليه رشته هاي دانشگاه گنجانيده شود؛
ه. براي نظام تحقيقات در كشور، با جمع آوري و استفاده از نظريات و تجربيات كليه محققان و پژوهشگران، در طي سمينارهاي تخصصي و مستمر و جدي و با پشتوانه اجرايي، برنامه ريزي جامع و مدوني به عمل آمده تا بدان وسيله:
1. اولويتها را در اين زمينه شناسايي و معرفي نمايد.
2. مانع كارهاي تكراري و موازي در تحقق گردد.
3. مشوق تحقيق و پژوهش و رواج فرهنگ آن شود.
4. شبكه اي منسجم و فعال در امر پژوهش را پايه گذاري نمايد.
5. با رشد وشكوفايي تحقيق و پژوهش و در نتيجه ايجاد نياز روزافزون و واقعي به مراكز اطلاع رساني، همزمان به طور جدي به گسترش اين مراكز اقدام نموده و براي رفع مشكلات آنها درجهت ارائه خدمات مورد تقاضا به پژوهشگران چاره انديشي اساسي نمايد.
6. از آنجا كه در اكثر رشته ها هر گونه پژوهش بنيادي، به اطلاعات وسيع در سطح جهاني نياز دارد با استفاده از تكنولوژي پيشرفته اطلاع رساني، ارتباط محققان داخلي را با آخرين فعاليتهاي انجام شده و داده هاي علمي در آن زمينه در دنيا برقرار نمايد.
7. رهبري و ترويج امر پژوهش و حمايت از پژوهشگران را با فراهم آوردن امكانات تحقيق به جاي مدرك گرايي در دانشگاهها و به طور كلي ايجاد انگيزه هاي لازم براي انجام پژوهش در ميان جامعه تحصيل كرده مملكت، بر عهده گيرد.
8. و بالاخره با انتشار مرتب نشريات نقد كتاب و آثار تحقيقي، معرفي و تشويق فعاليتهاي پيشرفته پژوهشي، اخبار و رويدادهاي پژوهشي و غيره علاقه مندان به تحقيق را در جريان اين گونه مسائل قرار دهد.
و در پايان، چكيده عرايضم را به طور خلاصه در اين بيت شعر بيان مي كنم كه:
آب كم جو تشنگي آور به دست
تا بجوشد آبت از بالاو پست
موجوديت کتابخانه و کتاب درمنازل، علاوه بر اين که براي بزرگان خانواده گنجينه گرانبهايست بلکه در رشد استعداد اطفال هم موثر ثابت شده مي تواند.
افرادي که مطابق به ذوق وعلاقه واستعداد خود کتاب مطالعه مي کنند، مي توانند به پيشرفت زيادي نايل آيند.
مطالعه، انسان را از تمام انکشافات که درجهان صورت گرفته آگاه مي سازد، با آن هم تعداد ازمردم درمورد اهميت کتاب و مطالعه توجه چنداني ندارند.
باوجود اين که يک تعداد مردم از رفتن به کتابخانه ومطالعه را ارزش نمي دهند اما تعداد ديگر مردم توانسته اند که با استفاده ازمطالعه کتاب هاي مختلف، سود فراوان ببرند.
تعداد افراد واشخاص، ضعف اقتصادي را ما نع بزرگ درراه مطالعه وکتاب خواند ن شان مي دانند درحاليکه تعداد ديگر با استفاده از راه ها وشيوه هاي مختلف توانستنه اند مواد مطالعه را براي خود فراهم سازند.
لازم است گفته شود که وقتي به کتابخانه ها، جهت مطالعه مي رويم، بايد چند نکته مهم را در نظر گرفت:
سکوت وخموشي فضاي کتابخانه نبايد اخلال شود، يعني از ايجاد سروصدا بايد جلوگيري کنيم و حتي صداي پاها و گام هاي ما نبايد مزاحم مطالعه ديگران شود.
پس از داخل شدن درکتابخانه بايد زنگ مبايل خاموش شود. حين مطالعه بايد خاموشانه مطالعه کرد و سرو صداي ورق زدن نبايد دگران را اذيت کند.
مطالعه در زندگي انسان نقش وجايگاه بسيار والايي دارد و در اين زمينه كتاب هاي بي شماري نوشته شده و
گفته هاي زيادي بيان گرديده است به خصوص درمورد كساني كه درحال تحصيل علم ودانش بوده وخود را براي يك زندگي مفيد براي خود وديگران و نيز شهروندي رشد يافته و موثر آماده مي كنند.آموزش وپرورش كه يكي از متوليان اصلي تعليم وتربيت درجامعه به حساب مي آيد درجهت گسترش فرهنگ مطالعه وظيفه اي بس مهم واساسي داردكه در راستاي اداي اين وظيفه برنامه ها و طرح هاي متعددي درحال برنامه ريزي يا اجرا دارد تا بتواند به ايجاد و توسعه فرهنگ صحيح مطالعه وهمين طور مطالعه صحيح در جامعه ياري رساند.

مطالعه چيست؟
مطالعه و کسب علم و دانش زير بنا و زمينه ساز توسعه و پيشرفت کشور و راهگشاي بهروزي - سعادتمندي و فرزانگي جامعهو انسانهاست.مطالعه دو جنبه را در بر ميگيرد.
1- کمي
2- کيفي
کمي شامل مدت زمان مطالعه و مقدار مطالعه انجام شده در زمان مشخص است.
کيفي شامل مقدار يادگيري مطالب - بخاطر سپاري - تجزيه و تحليل - بسط معنايي و کاربردها و....
اگر کتاب را دريچه اي بسوي جهان علم و معرفت بدانيم مطالعه راهي است براي پرورش استعدادهاي خدادادانساني که او را در مسير رشد و تکامل راهنمايي ميکند.
پر واضح است که پيشرفت کشور هاي مترقي مديون مطالعه و کتابخواني آنهاست. چرا که کسي که به مطالعه اهميت دهد به سطوح بالاي علمي دست مي يابد واين مسئله بر سرنوشت افراد تاثير مثبتي خواهد گذاشت ونسلهاي بعدي را نيز بهرهمند خواهد نمود و از آنجا که دانش و آگاهي انسان فطري نيست و بر اثر تجربه و مطالعه بدست خواهد آمد و ميتوان گفت اکتسابي است بهمين دليل نسل حاضر اطلاعاتي بر انوخنه هاي پيشين مي افزايد و براي آيندگان به جا ميگذارد و اين جاست که نقش و اهميت مقوله اي بنام کتاب نمايان ميگردد.
از ميزان کتابخوانها - نحوه کتابخواني - تعداد کتابخانه هاي عمومي - تعداد کتابهاي بچاب رسيده ميزان کتاب خريداري شده توسط مردم و مقدار وقتي که صرف مطالعه ميکنند مي توان پي برد که فرهنگ مطالعه در آن کشور در چه جايگاهي قرار دارد و از اين طريق مسير و جهت رشد و توسعه و يا افول ملتي را ميتوان مشاهده کرد و متاسفانه آمار و ارقام موجود در جامعه ما از موقعيت جالبي بر خوردار نيست و بطر يقين بايد بگويم مسولين آن چنان که بايد به اين مساله اهميت نمي دهند.
مشکل فرهنگي يا به عبارتي افت فرهنگي معمول ملتهاي بسياري است و امروزه هر فردي به نوبه خود بار سنگين مسئولين اين معضل را به دوش يکي از سه ضلع مثلث (ناشران - دولت - خريداران کتاب) مياندازد. در صورتيکه بايد بذنبال راه حل مناسب بود تا بتوان اين مساله جدي را بطور کامل حل نمود.
بيشتر افراد ميدانند که کتاب مهمترين برتري رشد فرهنگي هر کشور است و شاخص ترين وسيله براي انتقال افکار ميان جوامع بشري در جهان محسوب ميشود و تعداد مطالعه کنندگان هر کشوري ميزان رشد عقلاني هر جامعه اي را نشان ميدهد و روش بي نظيري است براي کسب معرفت درباره جهان و خود تا در لابه لاي متون شرح جملات پاراگرافها و انسان و ديگر چيزها بدست آورد.
گسترش فرهنگ مطالعه و کتابخواني در جامعه ايران نياز به آگاهي همه جانبه از مسائل و مشکلات موجود در اين راه دارد فراموش نگنيم که مطالعه يکي از بهترين ابزارهاي تعليم و تربيت مدرن است که يک کتاب در روح فرد ميگذارد از آثار ديگر رسانه ها عميقتر و ريشه دارتر مي باشد و گاهي شخصيت فرد را دگر گون ميکند وجاي بسي خوشحالي است که با وجود همه جانبه وسايل ارتباط جمعي کتاب هنوز جايگاه ويزه اي در دنياي امروز دارد و در بخش عظيمي از اين کره خاکي وسيله تعليم و تربيت بشمار ميرود.
بانک کتاب گیتامهر, بانک کتاب پایتخت, ارسال کتاب, خرید اینترنتی کتاب, تلفن بانک کتاب, سایت بانک کتاب 021664010014
موانع و مشکلات موجود در راه مطالعه
گرفتاري مردم - ماشيني شدن زندگي و اسير بودن انسانها در چنگال ماشينها - توجه بيش از اندازه به امکا نات صوتي و تصويري به جاي آثار مکتوب - گراني کتاب - متنوع نبودن آثار ها - تعداه نسخ کم مطبوعات - نبودن برنامه هاي تبليغاتي پيرامون کتاب - معرفي نشدن کتابهاي جديد - ترجمه هاي نامناسب کتابهاي خارجي بي حوصلگي نسبت به مطالعه - نبود کتابخانه در منزل - شرايط نامساعد آموزشي و پرورشي - وضعيت خاص رسانه ها و مطبو عات و....(خرید اینترنتی کتاب)
و بطور کلي و خلاصه وجود مشکلات اقتصادي و فعال نبودن در زمينه تحقيقات مانعهايي هستند که باعث فاصله بين کتاب و کتاب خواني ميشود و از آنجائيکه ماهواره، رايانه ويدئو و...در حال حاضر جايگاه ويزه اي را در روند آموزشي و يادگيري به خود اختصاص دادهاند و بعنوان رسانه هاي آموزشي نقش گستردهاي در توسعه ساختاري و اجتماعي در ميان جوامع بشري و همچنين انتفال پيام فرهنگ و جلوه هاي غني در ابعاد مثبت يا منفي پيدا کردهاند و تا حد زيادي رسانه هاي نوشتاري نظير کتاب - مجلات و غيره را تحت الشعاع قرار داده اند و به ظاهر توجه همگان را به خود جلب نموده اند.(ارسال کتاب درب منزل)
اما با قدري تعمق خواهيم دانست که رسانه هاي مکتوب و در صدر آنها کتاب به لحاظ دارا بودن ويزگيهاي خاص همچنان با صلابت واستواري نقش تاريخي خود را در انتفال دانش و فرهنگ وهنر از نسلي به نسل ديگر حفظ کرده.
لذا بايد دنبال روشهاي ترويج و اشاعه فرهنگ مطالعه بين آحاد جامعه بگرديم و روشهاي نويني را که با خصوصيات نسل کنوني و مقتضيات زماني ما مطابقت داشته باشد مورد شناسايي قرار دهيم.
در پايان با توجه به فرمايش اخير مقام معظم رهبري، که اظهار مي دارند: \\"من هر زماني كه به ياد كتاب و وضع كتاب در جامعه خودمان مي افتم، قلباً غمگين مي‌شوم.\\" بايد در جهت رفع اين مشكل بزرگ، مردم، دولت و تمام نهادها و ارگان‌ها، همگام با يکديگر، به صورت جدي، وارد عمل شوند.

 

آخرین بروز رسانی مطلب در يكشنبه ، 7 دی 1393 ، 11:21
 

تبلیغات

بنر

حاضرین در سایت

ما 136 مهمان آنلاین داریم

مطلع شدن از خدمات ما ....

با عضویت در این خبرنامه از برنامه ها و تغییرات کاری ما آگاه می شوید: کتب جدید آموزشی ، منتشران جدید، سمینارهای مختلف آموزشی.همه این مطالب به ایمیل شما ارسال می شود. با ما همراه شوید ...


   آدرس: تهران ، میدان انقلاب


تلفن تماس :-88944299--66401004--88944298

طراحی سايت و بهينه سازي توسط شرکت توسعه نسل وب